![]() |
![]() |
|
|
سلام
مدت هاست ب وبلاگم سر نزدم یعنی راستش وقت ندارم گاهی فکر میکنم کاش هر روز به جای ۲۴ ساعت چند ساعت اضافه تر بود تو این مدت اتفا قای زیادی افتاد که اگه وقت داشتم همشون رو ثبت میکردم .دلم برای نوشتن تنگ شده دلم برای خیلی چیزا تنگ شده . تو از کنار قلب من ساده گذر کن خدا باهام به هم زده ازم حذر کن دست منو گرفته بود ازش گذشتم جاده به انتها رسید من برنگشتم میخام خدا خدا کنم تو جای من شو صدای من نمیرسه صدای من شو چقدر خدا خدا کنم دلش بلرزه گریه دل شکسته ها چقدر می ارزه نگو نگو نمیرسم طاقت موندنم کمه ببین مسیر آخرم چشمای بارون زده مه از آهنگ محمد علی زاده |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 21:56 توسط پریسا گ |
|
|
سلام مدت هاست ننوشتم ولی همیشه نباید رو کاغذ نوشت گاهی
باید تجربه هات رو تو مغزت نوشت تا برای همیشه ثبت بشه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 19:25 توسط پریسا گ |
|
|
شیخ ما را گفتند: که فلان کس بر روی آب میرود .
گفت:سهل است چغزی(قورباغه)وصعوه ای(پرنده ای کوچک)نیز بر روی آب میرود. گفتند: فلان کس در هوا میپرد. گفت:زغن (کلاغ)و مگس نیز در هوا میپرند. گفتند:فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری میرود. شیخ گفت:شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب میرود. این چیز ها را چندان قیمتی نیست مرد آن بود که در میان خلق بنشیند و بر خیزد و بخورد و بخرد و بفروشد و در بازار در میان خلق داد وستد کند و زن خواهد و با خلق در آمیزد و برای لحظه ای از خدا غافل نباشد. اسرار التوحید مقامات ابو سعید ابو الخیر
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 14:58 توسط پریسا گ |
|
|
هر روز و در هر ثانیه از زندگی ما نکات کلیدی وجود داره که شاید توجه و عمل به اون مسیر زندگی انسان رو تغییر بده ,شاید یک متن وشعر ی رو بارها و بارها شنیده باشیم واز کنارش ساده بگذریم و یک روز که به اون متن جمله کوتاه ویا شعر فکر میکنیم میشه دید که یک جمله با خودش خیلی چیزها رو خلاصه شده همراه داره اینجاست که معتقدم واقعا سخت ترین کار دنیا فکر کردنه . چند روز پیش یه مطلب در یک وبلاگ خوندم که درباره چند پند از حضرت علی (ع)بود که این جمله برای من معنا و مفهوم دیگه ای پیدا کرد. جز از گناه خود مترس خیلی جالب بود برام که این جمله رو تو چند روز گذشته چندین بار تو جاهای مختلف خوندم مجله ,کتاب ,دفتر خدماتی ,.......................... این جمله پر حرف بودپر رمز پر راز و در نهایت ساده . سعدی میگه :هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی قانون نیوتن میگه:هر عملی یه عکس العملی داره . ضرب امثل میگه از هر دست بدی با همون دست پس میگیری . آره وقتی نگاه میکنی و دقیق میشی همه اینا یه چیز میگن مواظب هر کار و عملی که انجام میدی باش . بازم فکر میکنم میبینم دنیا بر اساس قوانین خاص و مشخصی در حال اداره شدنه همه چیز اتوماتیک انجام میشه همه چیز برنامه ریزی شدست . خودم بارها و بارها بازتاب عملم رو دیدم هر وقت قضاوت کردم مورد قضاوت واقع شدم . بد جنس بودم بد جنسی دیدم ,از شکست کسی خوشحال شدم از سقوط خودم شکستم. گاهی این قدر از خودم و حرفام میترسم که در خیلی موارد که آدمها دلم رو میشکنن سکوت میکنم مبادا حرفی بزنم که انعکاسش سیستم زندگیم رو مختل کنه . با همه بند بند وجودم احساس کردم و تجربش کردم اگه از کسی انتقاد کرد م به هر دلیل و هر عنوانی یک دقیقه بعد یک ماه ویا یک سال وووووووووووووووووبعد خودم همون کار رو انجام دادم. حالا امروز بیشتر از دیروز از اعمالم میترسم از حرفم از نگاهم . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 14:16 توسط پریسا گ |
|
|
زمان در حال عبور است و در هر ثانیه آبستن پاسخ های چرا هایی است که
سالها در به در جوابشان بودیم. پریسا.گ |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 15:50 توسط پریسا گ |
|
|
حالت قبضم این بار طولانی شده بود چند ماه خیلی سخت وبد گذشت.
شبیه یه پرنده که تو قفسش گیر کرده و روزای اول برای آزادی بال بال میزنه و خودش رو به درو دیوار قفس میکوبه در حالی که اگه باهوش باشه صبر میکنه میشینه فکر میکنه و تا راه آزادی رو پیدا کنه . ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش سخت بود ولی بعد از هر قبضی بسطی هست و این گونه آرامش را تجربه میکنیم . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 20:59 توسط پریسا گ |
|
|
اگر با نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
حالا هر روز آرزو میکنم ظرفمو بشکنی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 13:50 توسط پریسا گ |
|
|
هوا خیلی گرم بود ساعت خلوتی شهر انگار همه از گرما به خونه هاشون پناه برده بودند.فکرم هزار جا در حال پرواز بود یه بغض بدی سینه قلبم رو فشار میداد یه دردی که ضعف احساس من رو نشون میداد تو وجود من یه دختر بچه که احساساتش مثل بلور نازکی بود که با کوچکترین حرف ترک بر میداشت و همزمان بغض سینه اش پاره میشد زندگی میکرد.
من همیشه باید مواظب میبودم که اشکش رسواش نکنه یه نقاب ساخته بودم که چهرمون به سختی سنگ بشه پپر کوچولو دلش گرفته بود که تا ضبط رو روشن کردم این آهنگ بالا اومد که خیلی دوستش دارم و نمیدونم خوانندش کی هست؟؟؟؟؟ آروم آروم ...............................این چه حسیه؟! آروم آروم تو گوشم بگو که میمونی هر شب هر روز هر لحظه به یادم میمونی ذره ذره از عشقت من دارم میمیرم من تو فکرم چجوری دستاتو بگیرم حالا دستات تو دستام نگاتم تو نگام این چه حسیه چه حالیه آخه چرا من رو هوام؟!! وبعد موسیقی بی کلام با چند تا نفس عمیق آرامش عجیبی رو میگیرم یه حسی که انگار واقعا رو هوایی و سبک سبک از هر غمی غصه ای حرفی و این آهنگ برای من معجزه میکنه . به مقصد رسیدم یه لبخند روی لبم کشیدم یه شادی تو صورتم و حالا باید با آدمها رو به رو میشدم فارغ از هر غصه ای . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 20:46 توسط پریسا گ |
|
|
نه باور کنیدما تو افغانستان یا عراق یا کشور آفریقایی زندگی نمیکنیم به جان خودم در کلان شهری در ایران زندگی میکنیم. زنگ زدیم علت قطعی برقو پرسیدیم گفتن نقص فنی علتش تحریمه نه بابا ما میتوانیم ما میتوانیم تحریم را تحمل کنیم ما میتوانیم گرما را تحمل کنیم ما میتوانیم ریاضت اقتصادی تحمل کنیم ما میتوانیم بیکاری را تحمل کنیم ما میتوانیم قبض گاز یک میلیون تومانی را پرداخت کنیم ما میتوانیم از باد بزن به جای کولر استفاده کنیم ما میتوانیم در فصل گرما مانتوی مشکی با مقنعه بپوشیم . ما میتوانیم مثل عربها لباس بپوشیم ما میتوانیم به نکیر و منکر که نمیدانم خداوند چه زمانی به زمین فرستاد جواب بدهیم ما میتوانیم عینکمان را با نخ به گردنمان آویزان کنیم ما میتوانیم به جای پارک به قبرستان برویم. ما میتوانیم به جای شادی گریه کنیم ما میتوانیم بدانیم ولی ندانیم..................................................... اما نمیتوانیم فکر کنیم .. نمیتوانیم انتخاب کنیم نمیتوانیم انتقاد کنیم ............................................................................................................. خوب خوبه ببینید چقدر کار میتونیم انجام بدیم حالا سه چهار تا کارم نتونیم انجام بدیم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 21:7 توسط پریسا گ |
|
|
بهترین تصمیم های زندگیم رو وقتی گرفتم که دلم به عقلم و عقلم به دلم اعتماد کرده. پریسا.گ
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم تیر 1390ساعت 17:12 توسط پریسا گ |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سخت ترین کار دنیا از دیدگاه انسانها در شرایط مختلف متفاوت است شاید سخت ترین کار دنیا نفس کشیدن و یا نوشیدن یک جرعه آب باشد.
|
| آرشیو موضوعی |
|
اشعار جملات کوتاه از نظرات پریسا ویشتاسپا سخت ترین کار دنیا |
|
RSS
|